دهقان فداکار پيرشده ، چوپان دروغگو عزيز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ،

کوکب حوصله مهمون رو نداره ، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه ، روبا و کلاغ 

 دستشون توي يک کاسه است ، حسنک گوسفنداشو  ول کرده و توي يک شرکت

 آبدارچي شده ، آرش کمانگيرمعتاد شده ، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با

دوست پسرش رفتن صفا سیتی ، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و با موتور

ميرن کيف قاپي!

حالا وضع مملکته ما هم اینجوری شده و معلوم نیست که چه بلایی می خوان سرش بیارن

 (چه از داخل کشور و هم از خارج کشور) .شنیدم که روز قدس طرفدار های موسوی هم

می خوان بریزن تو خیابونو تظاهرات کنن , خدا باعث و بانیهاشو  رو  ... کنه.