وطن
دهقان فداکار پيرشده ، چوپان دروغگو عزيز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ،
کوکب حوصله مهمون رو نداره ، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه ، روبا و کلاغ
دستشون توي يک کاسه است ، حسنک گوسفنداشو ول کرده و توي يک شرکت
آبدارچي شده ، آرش کمانگيرمعتاد شده ، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با
دوست پسرش رفتن صفا سیتی ، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و با موتور
ميرن کيف قاپي!
حالا وضع مملکته ما هم اینجوری شده و معلوم نیست که چه بلایی می خوان سرش بیارن
(چه از داخل کشور و هم از خارج کشور) .شنیدم که روز قدس طرفدار های موسوی هم
می خوان بریزن تو خیابونو تظاهرات کنن , خدا باعث و بانیهاشو رو ... کنه.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 15:15 توسط محسن برزگر & زیتون
|
زیباترین کلمه :عشق